فرهنگ لغت

تارک

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

راهب، تارک دنیا برق، چکاد، سر، فرق، فرق سر، مفرق، هامه، هباک راس، قله، نوک اوج (متضاد: حضیض) کلاهخود، مغفر تار کوچک، رشته باریک

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تارک | فرهنگ لغت