فرهنگ لغت

تارون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تارون . (ص ) تاران . (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا). تیره وتاریک . (برهان ) (فرهنگ نظام ). تاره . تاری . تارین . تار و تاریک . (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی ).

معنی تارون | فرهنگ لغت