تاج و تخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ تَ) [ معر - فا. ] (اِمر.)<BR>۱- افسر و سریر.<BR>۲- (مج.) پادشاهی، سلطنت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ تَ) [ معر - فا. ] (اِمر.) ۱- افسر و سریر. ۲- (مج.) پادشاهی، سلطنت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاج و تخت . [ ج ُ ت َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجازاً بمعنی ملک . پادشاهی . سلطنت . ملک : وارث تاج و تخت کیان . گمانت چنین است کاین تاج و تخت سپاه و فزونی و نیروی بخت ز گیتی کسی را نبد آرزوی از آن نامداران آزاده خوی ؟ فردوسی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی