تابلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- صفحة نقاشی.<BR>۲- تختهای سیاه یا سبز در کلاس درس.<BR>۳- صفحهای از جنس فلز، پلاستیک... که نام یا مشخصات محلی روی آن قید شده باشد.<BR>۴- (عا.) بسیار متمایز و مشخص.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- صفحه نقاشی. ۲- تختهای سیاه یا سبز در کلاس درس. ۳- صفحهای از جنس فلز، پلاستیک... که نام یا مشخصات محلی روی آن قید شده باشد. ۴- (عا.) بسیار متمایز و مشخص.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تابلو. (فرانسوی، اِ)، پرده . پرده ٔ نقاشی . نمایش یاتصویربرجسته : تابلونویس، تابلوسازی، تابلو نویسی .
مترادف و متضاد واژهدان
بوم، پرده تصویر، منظره تختهسیاه انگشتنما
واژگان فارسی سره واژهدان
نمدار، نگاره، فرنما، سرنما