تابع شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- پیرو شدن.<BR>۲- بنده و فرمانبردار گشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- پیرو شدن. ۲- بنده و فرمانبردار گشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تابع شدن . [ ب ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پیرو شدن . بنده و فرمانبردار گشتن . دنبال رونده شدن : مشو تابع نفس شهوت پرست که هرساعتش قبله ٔ دیگر است . سعدی (بوستان ).