بیون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیون . [ ب َ ] (ع ص، اِ) چاه فراخ دورتک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). چاه دورفرود. (مهذب الاسماء). چاههای عمیق وسیع. (برهان ). گاوچاه . (یادداشت مؤلف ).
بیون . [ ب ُ] (ع اِ) ج ِ بین . (منتهی الارب ). رجوع به بین شود.
بیون . [ ب َ ] (اِ) مخفف ابیون، افیون . (حاشیه ٔ برهان ). پیون . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). اپیون . افیون . (برهان ) (مجمع الفرس ) (اوبهی ).