فرهنگ لغت

بیوع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیوع . [ ب َ ] (ع ص ) رجل بیوع و بیع؛ نیک فروشنده . (لسان العرب ). رجوع به بیع شود.

بیوع . [ ب ُ ] (از ع، اِ) ج ِ بیع. (این جمع در فرهنگهای معتبر عربی دیده نشد) : در بیوع آن کن تو از خوف غرار کز رسول آموخت سه روز اختیار. مولوی . و رجوع به بیع شود.

معنی بیوع | فرهنگ لغت