بینباردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبینباردن . [ یَم ْ دَ ] (مص ) انباردن . انباشتن . انبار کردن . رجوع به انباردن شود.واژه قبلی: بینبواژه بعدی: بینباشتن