بینان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نان . (ص مرکب ) (از: بی + نان ) که نان و قوت نداشته باشد. بی خوراک . فاقد ماده ٔ تغذیه . که وسیله ٔ تغذیه ندارد : چو بی نان و بی آب و بی تن شدند از ایران سوی شهر دشمن شدند. فردوسی . ◄ بی خورش . بی قاتق . ♦ بی نانخورش ؛ بی قاتق : اقفار؛ بی نان خورش گردیدن . (منتهی الارب ).
بینان . (نف، ق ) (از: بین + َان ) صفت بیان حالت از دیدن . بیننده . ◄ درحال دیدن . (یادداشت مؤلف ).