فرهنگ لغت

بیماربانی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیماربانی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تمریض . پرستاری کردن . (از یادداشت مؤلف ).

معنی بیماربانی کردن | فرهنگ لغت