بیرون
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برون، خارج، فضای بیرون، پیرامون، محیط صورت ظاهر، ظاهر پوست، پوسته، قشر، رویه، سطح، کمعمقی، پوشش قسمت بیرونی: صدف، پوکه، روبنا، پوسته، روکش طرح کلی هوای آزاد تظاهر، بیرون آمدن، خروج بیگانگی راه خروج، خروجی، مخرج، خروج جلو، بالا، رو، بلندی زیر، پایینی بیرون گذاشتن بیرونی بودن عدم تطبیق