بیرون کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانخالی کردن، حصار کشیدن بهبیرون نگریستنمترادفها و واژههای مرتبطبیرونراندن، دفع کردناخراج کردن، طرد کردنمنفصل از خدمت کردنواژه قبلی: بیرون فرستادنواژه بعدی: بیرونی [فضا]