بیرزد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ) (اِ.) = بارزد. پیرژد. بیرزه. بیرزی. بارزد: برادة فلزات.<br>واژه قبلی: بیراههواژه بعدی: بیرق