بیدمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمص.) پاک کردن زنگ از روی آیینه، شمشیر و سلاحهای دیگر به وسیلة چوب بید و چوبهای دیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمص.) پاک کردن زنگ از روی آیینه، شمشیر و سلاحهای دیگر به وسیله چوب بید و چوبهای دیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیدمال . (ن مف مرکب ) مالیده به بید... مالش یافته با بید. ◄ اصطلاحاً پاک کردن زنگ باشد از روی آئینه و شمشیر و سایر اسلحه بچوب بید یا چوب دیگر که این کار را شاید. (برهان ). پاک کردن زنگ از شمشیر و آیینه و سایر اسلحه بچوب بید یا چوب دگرکه این کار را شاید. و این لغت میان اهل هند متعارف است و در شعر خسرو مذکور و در کلام قدما یافته نشد. (فرهنگ رشیدی ). پاک کردن زنگ بود از روی شمشیر و خنجر و سایر اسلحه بچوب بید یا چوب دیگر که این کار را شاید. (فرهنگ جهانگیری ). پاک کردن زنگ از شمشیر و خنجر و آیینه و سایر اسلحه بچوب بید یا چوب دیگر و این لغت در میان اهالی هند متعارف است در سخن متقدمین فرس دیده نگردید. (انجمن آرا) (آنندراج ) : بین عدل عادلی که بعدلش ز ایمنی آزاده بود تیغچو سوسن ز بیدمال . امیرخسرو.