بی گمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی گمانی . [ گ ُ / گ َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی گمان . بی شکی و بی ظنی . (ناظم الاطباء). پاک از ریب و شک . اطمینان . یقن . یقین . (یادداشت مؤلف ) : همه بی گمانی بدست آوریم از آن به که ایدر درنگ آوریم . فردوسی . ♦ بی گمانی کردن روان از چیزی ؛ خالی کردن از آن : وزان پس همه شادمانی کنید ز بدها روان بی گمانی کنید. فردوسی . و رجوع به گمان شود.