بی کاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ یا رَ)(ص مر.)۱ - بی کار.<BR>۲- بی هنر.<BR>۳- ولگرد.<BR>۴- بی فایده، بی مصرف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ یا رَ)(ص مر.)۱ - بی کار. ۲- بی هنر. ۳- ولگرد. ۴- بی فایده، بی مصرف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی کاره . [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) آنکه هیچ کاری ندارد. بی کار. بی اشتغال . بی شغل . (از یادداشت مؤلف ). ◄ بی هنر. نادان در هنر و صنعت . (یادداشت مؤلف ). ◄ آنکه به هیچ کار نشاید. عاطل . (از یادداشت مؤلف ). ◄ بی فایده و بی مصرف . بیسود: مردمان بیکاره ؛ کسانی که از وجود آنها هیچ فایده ای مترتب نباشد. (از ناظم الاطباء). ◄ ولگرد. رجوع به بی کار شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی