فرهنگ لغت

بی کار کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی کار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عزل کردن . معزول کردن . (از یادداشت مؤلف ). از کار برداشتن . از عمل پیاده کردن .

معنی بی کار کردن | فرهنگ لغت