فرهنگ لغت

بی ژنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی ژنگ . [ ژَ ] (ص مرکب )(از: بی + ژنگ ) بی رنج . بی زنگ . بی زنگار : همی برپراکند مشک و گلاب شد آن طشت بی ژنگ چون آفتاب . فردوسی . رجوع به زنگ و ژنگ شود.

معنی بی ژنگ | فرهنگ لغت