فرهنگ لغت

بی والی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی والی . (ص مرکب ) (از: بی + والی ) بی حاکم و استاندار. ◄ بدون حامی . بدون مربی . (ناظم الاطباء). رجوع به والی شود.

معنی بی والی | فرهنگ لغت