بی نفع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نفع. [ ن َ ] (ص مرکب ) (از: بی + نفع) بدون سود. بی فایده . بی بهره : نفع و ضر و خیر و شر از کار و بار مردمست پس تو چون بی نفع و خیری، بل همه شری و ضر؟ ناصرخسرو. و رجوع به نفع شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
سود، بیبهره، بی بر