بی نظمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نظمی . [ ن َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی نظم . نامرتبی . اغتشاش . آشوب .
فرهنگ طیفی واژهدان
بیترتیبی، نابهسامانی، عدم هماهنگی، درهم برهمی، بههم ریختگی، درهم ریختگی، هرج ومرج اختلال، تلاطم، شلوغی، آشوب جنجال، سروصدا، قال، همهمه، صدای ناهنجار بیانضباطی، سرپیچی آلودگی، ناپاکی ایجاد اغتشاش، اختلال، اغتشاش ابهام
واژگان فارسی سره واژهدان
نابسامانی، نا به سامانی، بیسامانی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی