بی نظامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نظامی . [ ن ِ ] (حامص مرکب ) آشفتگی . نابسامانی . بی نظمی : چو بی نظامی دین را نظام خواهی داد نظام دنیا را نک بی نظام باید کرد. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی نظامی . [ ن ِ ] (حامص مرکب ) آشفتگی . نابسامانی . بی نظمی : چو بی نظامی دین را نظام خواهی داد نظام دنیا را نک بی نظام باید کرد. ناصرخسرو.