بی مورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی مورد. [ م َ / مُو رِ ] (ص مرکب ) (از: بی + مورد عربی ) نه بجایگاه خود. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مورد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بیجا، نامتناسب، بیمناسبت، پرت، نابجا، نامناسب (متضاد: بجا، متناسب) ناموجه، توجیهناپذیر (متضاد: موجه، توجیهپذیر)
واژگان فارسی سره واژهدان
نابجا، بیهوده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی