فرهنگ لغت

بی قیل و قال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی قیل و قال . [ ل ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + قیل + و + قال ) بی بحث و گفتگو. بی جر و بحث . بی داد و فریاد : ای لقای تو جواب هر سؤال مشکل از تو حل شود بی قیل و قال . مولوی . و رجوع به قیل و قال شود.

معنی بی قیل و قال | فرهنگ لغت