فرهنگ لغت

بی قوام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی قوام . [ ق ِ / ق َ ] (ص مرکب ) (از: بی + قوام ) ناپایدار. بی ثبات . بی استحکام : پرهیز کن از کسی که نشناسد دنیا و نعیم بی قوامش را. ناصرخسرو. رجوع به قوام شود.

معنی بی قوام | فرهنگ لغت