فرهنگ لغت

بی قصور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی قصور. [ ق ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + قصور) بی جرم . بی گناه . (آنندراج ). ◄ بدون کوتاهی . ◄ بی عیب ونقصان . کاملانه . (ناظم الاطباء). رجوع به قصور شود.

معنی بی قصور | فرهنگ لغت