فرهنگ لغت

بی علاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی علاج . [ ع ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + علاج ) بی درمان .که چاره ندارد. که درمانش نشود. رجوع به علاج شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بی علاج | فرهنگ لغت