فرهنگ لغت

بی شکوه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی شکوه . [ ش ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + شکوه ) مقابل شکوهمند. که شکوه و جلال ندارد. رجوع به شکوه شود.

بی شکوه . [ ش َ / ش ِ وَ / وِ ] (ص مرکب ) (از: بی + شکوه، مصدر ساختگی از شکایت یا شکوای عربی ) مقابل گله مند. آنکه گله نکند. (آنندراج ). رجوع به شکْوه شود.

معنی بی شکوه | فرهنگ لغت