فرهنگ لغت

بی شمع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی شمع. [ ش َ ] (ص مرکب ) (از: بی + شمع) تاریک . بی فروغ و روشنایی : محفل بی شمع راهیچ نباشد فروغ مجلس بی دوست را هیچ نباشد نظام . سعدی .

معنی بی شمع | فرهنگ لغت