بی سامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص مر.)<BR>۱- بی نظم و ترتیب.<BR>۲- فقیر، درویش.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبیترتیب، آشفته، پریشان، بینظم، نامرتب، نامنظم ≠ مرتب، منظمبیبرگ، بیتوشه، فقیر، درمانده، مستمند، بینوا، مسکین ≠ دارا، غنیآواره، بیخانمان، بیماوا، خانهبهدوش، بیسرپناه ≠ بسامانواژه قبلی: بی ریشواژه بعدی: بی سامانی