بکرات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بکرات . [ ب َ ک َ ] (ع اِ) حلقه های چند از حلیه ٔ شمشیر. (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ بَکرَه یا بَکَرَه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به بکرة شود. ◄ (اِخ ) چند کوه است بلند نزدیک بکرة. و چند پشته های سیاه است در رحرحان یا در راه مکه . (منتهی الارب ).
بکرات . [ب ِ ک َرْ را ] (ق مرکب ) مکرر. بدفعات . بارها : کفشگر... زن را بکرات بخواند. (کلیله و دمنه ).