بکارت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بکارت . [ ب َ رَ] (ع اِمص ) دوشیزگی . (ناظم الاطباء) (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به بکارة شود. ♦ ازاله ٔ بکارت کردن ؛ دوشیزگی دختر را ربودن و دخول کردن در وی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) : بحجله خانه ٔغم بکر بود دختر رز نگاه پرده شکاف منش بکارت برد. طالب آملی (از آنندراج ). ♦ بکارت گرفتن ؛ دوشیزگی دختر را ربودن و دخول کردن در وی . (ناظم الاطباء). بکارت دختر بردن . افتراع . اعتذار. افتضاض . (از منتهی الارب ).