بژهان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ) (اِ.) = پژهان: صفتی است در آدمی که خوبی دیگران را برای خود نیز خواهد و این صفت برخلاف حسد ممدوح است چه حسود صفات خوب دیگران را فقط از برای خود خواهد اما بژهان چنین نیست، غبطه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ) (اِ.) = پژهان: صفتی است در آدمی که خوبی دیگران را برای خود نیز خواهد و این صفت برخلاف حسد ممدوح است چه حسود صفات خوب دیگران را فقط از برای خود خواهد اما بژهان چنین نیست، غبطه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بژهان . [ ب ُ ] (اِ) غبطه و آن صفتی است در آدمی که چون چیزی پیش کسی ببیند آرزو کند که مثل آن چیز او را باشد بی آنکه از آن شخص زایل شود. واین محمود است برخلاف حسد چه حسود خواهد که آن چیز او را باشد و آن شخص محروم ماند. (برهان ) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و در ادات الفضلاء به بای فارسی آمده است . (مجمعالفرس ) : بر پیچش زلف تست شب را غیرت بر تابش روی تست مه را بژهان . بهرامی (از مجمعالفرس ). پژهان . و رجوع به پژهان شود. ◄ میل شدید. (ناظم الاطباء).