بژنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بژنگ . [ ب َ ژَ ] (اِ) کلید و به عربی مفتاح خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء). کلید و آن مصحف است و اصل مدنگ است . (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ). بزنگ . (برهان ). ◄ دوائی است که رطوبات را نشف کند. (نزهةالقلوب، یادداشت مرحوم دهخدا).