بوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- نای، نای بزرگ.<BR>۲- دستگاهی در وسایل نقلیه که با به صدا درآوردن آن به دیگران اخطار میدهند.<BR>۳- نوعی از شیپور کوتاه که شکارچیان برای راندن شکار از محلی به محل دیگر به کار برند، نفیر.<BR>۴- صدای ممتد یا مقطع سوت مانندی که از گوشی تلفن شنیده میشود.<BR>۵- میوة خشکی شبیه قیف که از یک طرف میشکافد.<BR>۶- (عا.) کنایه از: آدم ابله و خونسرد. ؛ ~زدن در هزیمت کار احمقانه کردن. ؛ ~ سحر صبح بسیار زود، هنگام سحر. ؛ ~ سگ دیر وقت شب، نزدیک سحر.<br>