بوقتب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوقتب . [ ق َ ت َ ] (ع اِ مرکب ) کنایه از مردم دنیاپرست و بد و احمق : طاعت و احسان و علم و راستی را برگزین گوش چون دادی به گفت بوقماش و بوقتب . ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ٢٧). رجوع به ابوقتب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوقتب . [ ق َ ت َ ] (ع اِ مرکب ) کنایه از مردم دنیاپرست و بد و احمق : طاعت و احسان و علم و راستی را برگزین گوش چون دادی به گفت بوقماش و بوقتب . ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ٢٧). رجوع به ابوقتب شود.