بوغاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.) تنگه، باب، بغز هم گویند. ج. بواغیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) تنگه، باب، بغز هم گویند. ج. بواغیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوغاز. (اِ) بغاز. (فرهنگ فارسی معین ). مأخوذ از ترکی . به اصطلاح جغرافیایی بازوئی از دریا را گویند که واقع شده است مابین دو زمین و مرتبط میکند دو دریا را بهم . (ناظم الاطباء). گلوگاه . مضیق . ج، بواغیز. (یادداشت بخط مؤلف ). و رجوع به بغاز شود.