بوشناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوشناس . [ ش ِ ] (نف مرکب ) آنکه شامه ٔ صحیح داشته باشد. (آنندراج ). آنکه بخوبی در میان بوها تشخیص میکند. (ناظم الاطباء). آنکه بخوبی، بویها را تشخیص دهد. (فرهنگ فارسی معین ) : ما بحسن صورت از معنی قناعت کرده ایم بوشناسان را قماش پیرهن منظور نیست . صائب (از آنندراج ).