بوسه ربا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوسه ربا. [ س َ / س ِ رُ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔبوسه . (آنندراج ). آنکه در پنهانی بوسه میکند. (ناظم الاطباء). بوسه دزد. (فرهنگ فارسی معین ) : چشمم از آینه داران خط و خالش گشت لبم از بوسه ربایان بر و دستش باد . حافظ. دل بی جرأت ما گوشه نشین ادب است ورنه لعل لب او بوسه ربا افتاده است . صائب (از آنندراج ). ◄ کنایه از لب معشوق . (آنندراج ). ◄ لیکن گاهی در صفت لب معشوق آمده و در اینجا (شعر زیر) کنایه از هوس انگیزی بوسه خواهد بود. (از آنندراج ) : از زهر عتاب تو دلم چشمه ٔ نوش است دادی به شکر غوطه لب بوسه ربا را. شیخ علی حزین (از آنندراج ).