بوزنشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوزنشاه . [ زَ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای مرو. (معجم البلدان ) (مرآت البلدان ج ١ ص ٢٩٨). قریه ای است از قرای مرو که در چهارفرسخی مرو قرار دارد و اکنون خراب شده است . (لباب الانساب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوزنشاه . [ زَ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای مرو. (معجم البلدان ) (مرآت البلدان ج ١ ص ٢٩٨). قریه ای است از قرای مرو که در چهارفرسخی مرو قرار دارد و اکنون خراب شده است . (لباب الانساب ).