بوزرجمهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوزرجمهر. [ زَ م ِ ] (اِخ ) نام وزیر انوشیروان . (از فهرست ولف ). بزرگمهر. (فرهنگ فارسی معین ) : برفتند یکسر پرآژنگ چهر بیامد بر شاه بوزرجمهر. فردوسی . بیامد نهم روز بوزرجمهر پر از آرزو دل پرآژنگ چهر. فردوسی . رجوع به بزرجمهر و بزرگمهر شود.