بورس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.)<BR>۱- خرید و فروش اوراق بهادار، بها بازار (فره).<BR>۲- کمک هزینة پرداختی به دانشجو جهت تحصیل، راتبه (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) ۱- خرید و فروش اوراق بهادار، بها بازار (فره). ۲- کمک هزینه پرداختی به دانشجو جهت تحصیل، راتبه (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بورس . (فرانسوی، اِ) بازاری که داد و ستد و معامله (بخصوص اوراق بهادار) در آنجا انجام گیرد. (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
مرکز معاملات اوراقبهادار و سهام تحصیل به هزینه دولت یاموسسات شهریه، هزینه تحصیل
فرهنگ طیفی واژهدان
بورس اوراق بهادار، بورس فلزات، بورس کشاورزی، بازار، بازار سرمایه کارگزار، دبیرکل حجم معاملات، شاخص سهام، رکود، رونق بازار ریسک، بازده، نسبت بازدهی، پورتفوی، سبد سهام، سبد سرمایهگذاری، سهامدار، سرمایهگذار عرضه سهام، بازگشایی نماد سهام، اوراق مشارکت شرکت پذیرفتهشده، نماد کارگزاری، مدیریت پورتفوی، سبدگردانی
واژگان فارسی سره واژهدان
بها بازار