بوتا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوتا. (اِ) شتر جوان و شتربچه . (از اشتینگاس ) (ناظم الاطباء). و رجوع به بوته شود.
بوتا. (اِخ ) از علمائی است که اکتشافاتی در نینوا کرده و ثابت کرده که خط سوم کتیبه های هخامنشی، همان خط آسور و بابلی است . و دیگر شکی نماند که شاهان هخامنشی بعد از زبان پارسی قدیم و عیلامی، زبان و خط آسور و بابلی را که زبان و خط نخستین مردم متمدن آسیای پیشین بوده، استعمال کرده اند. (از ایران باستان ج ١ ص ٤٧). رجوع به دایرة المعارف فارسی شود.