بوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوت . (اِ) بیونانی، درختی است ثمر آن شبیه زعرور و حکیم میرمحمدمؤمن، نوشته : ظاهراً درخت کنوس طبری، همین باشد. (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). درختی است نبات آن بنبات زعرور ماند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
بوت . (اِخ ) شهری است که در مصر بوده و غیب گویان آن شهرتی داشتند. (ایران باستان ج ١ ص ٥١٨).