بوبک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (اِ.) نک پوپک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) نک پوپک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوبک . [ ب َ ] (اِ) دختر بکر و دوشیزه . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (از جهانگیری ). پوپک . رجوع به همین کلمه شود. ◄ هدهد که مرغ سلیمان باشد. (برهان ) (آنندراج ). هدهد است . چه بوبو آواز هدهد باشد. چون کوکو و فاخته و لهذا خودش نیز بدین نام مسمی شده . (از رشیدی ). جانوری است تاجدار و آنرا پوپک و پوپو و مرغ سلیمان نیز گویند و بتازیش هدهد خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). پوپک . پوپوک . پوپو. پوپویک .(حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به پوپک شود. ◄ بزبان هند، احمق و نادان . (برهان ) (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
پوپک
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه