بوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بو یا بُ) [ په. ] (اِ.) فرش، بساط خانه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بو یا بُ) [ په. ] (اِ.) فرش، بساط خانه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوب . (اِ) فرش و بساط خانه . (برهان ) (آنندراج ). فرش و بساط که آنرا انبوب نیز گویند. (جهانگیری ) (رشیدی ). بساط فرش . (صحاح الفرس ) (شرفنامه ٔ منیری ). فرش که آنرا انبوب نیز گویند. «بوب » در ارمنی . «بوب » پهلوی . «بوپ » فرش . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب . رودکی . ◄ بلغت رومی، بوب و کوب بمعنی حصیر باشد. (آنندراج ) (انجمن آرا).