بوالخلاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوالخلاف . [ بُل ْ خ َ ] (اِخ ) مخالفت کننده . کنیت ابلیس : چه شده است اگر مخالف سر حکم او ندارد چه زیان که بوالخلافی پی بوالبشر نیاید. خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوالخلاف . [ بُل ْ خ َ ] (اِخ ) مخالفت کننده . کنیت ابلیس : چه شده است اگر مخالف سر حکم او ندارد چه زیان که بوالخلافی پی بوالبشر نیاید. خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی