بوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بوال .[ ب َوْ وا ] (ع ص ) کسی که بول بسیار کند. ◄ آنکه در جامه ٔ خواب بول کند. ◄ مبتلا به بیماری دیابیطوس . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
بوال . [ ب ُ ] (ع اِ) علتی است که بول بسیار آرد. یقال : اخذه البوال . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از بحر الجواهر). آنکه بول باز نتواند داشت . (مهذب الاسماء). مرضی است که شاش بسیار آرد. (آنندراج ). ◄ بیماری دیابیطوس . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).