بهیزک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهیزک . [ ب ِ زَ ] (اِ) پهلوی «وهیجک » . خمسه ٔ مسترقه . پنجه دزدیده . اندرگاه . (یادداشت بخط مؤلف ). هریک از دوازده ماه ایران باستان دارای ٣٠ روز بود و سال، ١٢*٣٠ = ٣٦٠ روز. بنابراین هر سال شمسی پنج روز کم داشت . برای جبران در آخر هر ماه سال پنج روز دیگر می افزودند تا سال شمسی درست داری ٣٦٥ روز باشد. این کبیسه ٔ سال را در عربی خمسه ٔ مسترقه و در فارسی، پنجه ٔ دزدیده و بهیزک و در پهلوی، وهیجک و پنجه و پنج وه و گاه و اندرگاه نامیده اند. ظاهراً مصحف آن کلمه در فرهنگها بهترک است . (فرهنگ فارسی معین ) : و پارسیان را از جهت کیش گبرکی نشایست که سال را بیکی روز کبیسه کنند. پس این چهار روز را یله همی کردند تا از وی ماهی تمام گرد آمدی به صدوبیست سال . و آن گاه این ماه را بر ماههای سال زیادت کردندی تا سیزده ماه شدی و نام یکی ماه اندر او دوبار گفته آمدی . و آن سال را بهیزک خواندندی و سپس نیست شدن ملک و کیش ایشان این بهیزک کرده نیامده است باتفاق . (التفهیم ص ٢٢٢). و رجوع به بهترک شود.