بهوتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهوتی . [ ب َ ] (اِخ ) منصوربن یونس بن صلاح الدین بن حسن بن احمدبن علی بن ادریس بهوتی حنبلی . از شیوخ حنابله و مردی عالم و عاقل و متبحر در علوم دینی بود و بیشتر اوقات خود را صرف نوشتن مسائل فقهی میکرد و شبهای جمعه مجمعی جهت بحث و گفتگو در منزل خود ترتیب داده بود. او راست : ١- الروض المربع. ٢- کشاف القناع عن الاقناع . وی در سال ١٠٥١ هَ . ق . به مصر درگذشت . (معجم المطبوعات ). رجوع به اعلام زرکلی ج ١ ص ١٥٩ شود.